شاعر ، هجوم صد كلمه ، عاشقانه ها
حسي غريب ، عشق و كاغذ ، ترانه ها
تب ، اشتياق ، ثانيه ، دلتنگي عجيب
تركيب شادي و غم و شايد بهانه ها
شايد هجوم يأس و شايد اميد هاست
مادر ، نه خالق همه جاودانه ها
شايد هزار حسرت نا گفته مانده است
در بيتها و قافيه شاعرانه ها
قلبي شكسته ، اشك . ماتم ، عبور درد
بر بند بند هر كلمه تازيانه ها !
شايد شروع عشق به طنازي نگاه
و هاي هاي گريه ، دعاي شبانه ها
گويي كه ردپاي خدا نقش بسته است
بر گوشه گوشه همه عارفانه ها
نه ! - انتهاي هر كلمه اوست تا ابد -
تأييد مي كند خبرم را نشانه ها
من هم به ياد عشق كمي گريه مي كنم
شايد نتيجه بخش شود اين گلايه ها !
۶ آبان ۸۵